تبليغاتX
دختر بهار
دختر بهار
شنبه سی ام دی 1385
سلام بر حسین ...  

فرا رسیدن ماه محرم الحرام را به دوستداران ابا عبدالله تسلیت می گویم 

بدان که این ماه حزن اهل بیت و شیعیان است و از حضرت امام رضا روایت است که چون ماه محرم داخل می شد پدرم کسی را خندان نمی دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز دهم.چون روز عاشورا می شد آنروز روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود امروز روزیست که حسین شهید شده است.

چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385
اعمال روز آخر ماه ذی الحجه ...  

 صلواتی تقدیم بر جمال دلربای حضرت مهدی (عج)  

ماه ذی الحجه از ماههای شریفه است که در آن سعی بسیار به عبادت میشود.

  روز آخر ماه ذی الحجه که آخر سال عرب است بنا بر روایتی در مفاتیح الجنان ذکر شده که هر کس در این روز دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد ده مرتبه سوره اخلاص (قل هو الله احد ) و ده مرتبه آیه الکرسی را بخواند  و بعد از نماز بگوید: "اللهم ما عملت فی هذه السنه من عمل نهیتنی عنه و لم ترضه و نسیته و لم تنسه و دعوتنی الی التوبه بعد اجترائی علیک اللهم فانی استغفرک منه فاغفرلی و ما عملت من عمل یقربنی الیک فاقبله منی و لا تقطع رجائی منک یا کریم"

پس چون گفت این را شیطان گوید وای بر من هر چه من تعب کشیدم در حق او در این سال همه را خراب کرد با این کلمات و شهادت دهد سال گذشته برای او  که سال خود را بخیر ختم نمود.

پنجشنبه چهاردهم دی 1385
تقدیم به عاشقان امیرالمومنیین ...  

    به مناسبت عید بزرگ غدیر خم شعر زیبای را در وصف کمالات حضرت علی تقدیم می کنم هرچند قدر  مولا امیر المومنین را نمی توان با کلمات بیان نمود . این شعر زیبا را در دوره کوتاهی که نزد اساتید هنر خوشنویسی را آموزش می دیدم شنیدم و برای خود من بسیار دلنشین بود  .این شعر از شاعر شهیر مرحوم محمد حسین صغیر اصفهانی است که  هر بیت آن با یکی از حروف الفبا شروع شده و صفات شروع شده با آن حرف در آن بیت قرار دارند و تمام حروف الفبا را هم در بر می گیرد  متاسفانه چون فرصت تایپ تمام آنرا ندارم قسمتی از ان را نوشته ام امیدورام شما هم از آن لذت ببرید:

الف - از الف اول امام از بعد پیغمبر علی است        آمر امر الـهی شاه دیــــــن پـرور علــــــــی است

ب - بـردادر بــا نبــی بیــرق فــراز دیــن حـــــق        بحر احسان باب لطف بیحد و بی مر علی است

ت - تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپـــــاه        تیغ آور خسرو مستغنـــی از لشکـــر عـلی است

ث - ثری مقــدم ثـریــــا متکــــــا ثابت قــــــدم        ثانی احمــــد به ذات کبریـــا مظهـــر علـــی است 

ج - جاه و قدرش ار خواهــی بنــزد ذوالجـــلال        جل شانه جز نبــی از جملــه بالاتــر علــی است

ح - حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق         حاکــم حکم الهـــی حیـــه در حیدر علـــی است

خ - خداوند ظفــر خیبـــر گشــا مرحب شکــار         خســــرو مـلـک ولایت خلق را رهبــر عــلی است

.............

............

ه - هوالهادی المضلین فی صراط المستقیم         هرچه بهتر خوانش صد بار از آن بهتر علـی است

ی - یداله فوق ایدیهــــــم یکــــی از مـــدح او        یکسر از یا تا الف هر حرف را مضمــر علـــی است 

 آدم و نـــــــــوح و خــــلیـــل بــــــی خــــــــلـل

موسی با اقتدار و عیسی باقر علــــــی است

جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی

می علی مینا علی ساقی علی ساغر علی

گویی از مدح علی دیگر چه غم داری صغیــــر

یاور خلق جهانی گــر تــرا یــاور علـــــی است

 

پنجشنبه هفتم دی 1385
بعدها ...  

 دیروز از شنیدن خبر پرپر شدن دو لاله جوان شهرم بسیار متاثر و متاسف شدم با اینکه آنها را نمی شناختم ولی حس غریبی مرا همدرد خانواده آنها می کرد.ضمن عرض تسلیت به خانواده اشان از خداوند متعال برای ایشان صبر و برای این دو جوان رحمت پروردگار را آرزو می کنم.این حادثه مرا بیاد شعری از فروغ فرخزاد انداخت که متن آنرا برایتان می نویسم ایکاش بودن در کنار یکدیگر را قبل از عروج قدر می دانستیم.

مرگ من روزی فرا خواهد رسید *** دربهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور  *** یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید ***  روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر *** سایه ای ز امروزها دیروز ها!

دیدگانم همچو دالانهای تار *** گونه هایم همچو مرمرهای سرد

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود *** من تهی خواهم شد از فریاد درد

می خزند آرام روی دفترم ***  دستهایم فارغ از افسون شعر

یاد می آرم که در دستان من *** روزگاری شعله میزد خون شعر

خاک می خواند مرا هر دم به خویش*** می رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب*** گل بروی گور نمناکم نهند

بعد من ناگه به یکسو میروند*** پرده های تیره دنیای من

چشمهای ناشناسی میخزند *** روی کاغدها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد *** بعد من با یاد من بیگانه ای

در بر آئینه می ماند بجا *** تار موئی نقش دستی شانه ای

می رهم از خویش و می مانم ز خویش*** هر چه بر جا مانده ویران می شود

روح من چون بادبان قایقی *** در افقها دور و پنهان می شود

می شتابند از پی هم بی شکیب *** روزها و هفته ها و ماهها

چشم تو در انتظار نامه ای *** خیره می ماند بچشم راهها

لیک دیگر پیکر سرد مرا *** می فشارد خاک دامنگیر خاک!

بی تو دور از ضربه های قلب تو *** قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد  *** نرم می شویند از رخسار سنگ

گور من گمنام می ماند به راه ***  فارغ از افسانه های نام و ننگ 

دوشنبه چهارم دی 1385
تبریک ...  

میلاد حضرت مسیح و سال نوی میلادی را تبریک می گویم سال خوبی داشته باشید

شنبه دوم دی 1385
به چه مانند کنم؟ ...  

به چه مانند کنم موی پریشان ترا؟

به دل تیره شب

به یکی هاله دود

یا به یک ابر سیاه

که پریشان شده و ریخته بر صورت ماه

به نوازشگر جان

یا به لطفی که نهد گرم نوازی در سیم

یا بدان شعله شمعی که بلرزد ز نسیم

***********

به چه مانند کنم حالت چشمان ترا؟

به یکی نغمه جادویی از پنجه گرم

به یکی اختر رخشنده بدامان سپهر

یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب

به غزلهای نوازشگر حافظ در شب

یا به سرمستی طغیانگر دوران شباب

*************

به چه مانند کنم؟

من ندانم

به نگاهی تو بگو

به چه مانند کنم....؟!

************

به چه مانند کنم - دفتر شعر اشک مهتاب ـ مهدی سهیلی