سلام
اول اینکه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) را به همه شیعیان و دوستداران اهل بیت تسلیت میگویم

اگه این روزا وبلاگم را دیر آپ میکنم بخاطره اینه که نمیرسم مطلب جدیدی بنویسم .توی اولین نوشته هام گفته بودم که دوست ندارم مطالبم فقط برای این باشه که چیزی تو وبلاگم گذاشته باشم بلکه میخوام مطالب مفید و حتی المکان متمایز از وبلاگ های دیگه باشه تا وقت کسی را بیهوده نگرفته باشم بهر حال از همه دوستانی که منا شرمنده میکنن و وقت میزارن تا این مطالب را بخونن تشکر میکنم بخصوص همشهری های مهربانم
راستش من چون برای دوره فراگیر رشته مهندسی کامپیوتر ثبت نام کردم مجبورم این چند وقت بیشتر زمانم را به مطالعه اختصاص بدم البته این مطلبا نمیخواستم بگم چون ممکنه انقدر آمادگی نداشته باشم تا نمره قبولی را کسب کنم و ... حالا هم هر چی خدا بخواد به همون راضیم بهر حال اون صلاح کار ما را بهتر از خودمون میدونه.چون الان مشغول مطالعه ادبیاتم و درس ادبیات طوریه که علاوه بر اینکه بعنوان یه درس مجبورم مطالعش کنم زیبایی بعضی مطالبش هم نشاط و انگیزه بهم میده یه شعر خیلی زیبا که جزء قسمتی بود که طبق برنامه باید امروز میخوندم براتون مینویسم شعر از مخزن الاسرارنظامی است و بسیار با معنی .اگه یه کم به معنیش فکر کنید متوجه لطافت و زیبایی اون میشید
مرا پرسی که چونی؟چونم ای دوست جگر پر درد و دل پــــــر خونم ای دوست
حدیث عاشقــی بـــر من رهــــــــا کن تو لیلی شو که من مجنونم ای دوست
به فریادم ز تــــــــو هـــر روز،فریــــــــاد از این فریاد روز افزونــــــــــــم ای دوست
شنیــــــــــــدم عاشقــان را مینــــوازی مگــــر من زان میان بیرونــــم ای دوست؟
نگفتی گر بیفتــــــی گیــــرمت دست؟ از این افتاده تـــر کاکنونـــــم ای دوست؟
غزلهای نظامی بــــر تـــــو خوانـــــــــم نگیرد در تـــو هیچ افسونـــــم ای دوست