تبليغاتX
دختر بهار
دختر بهار
شنبه پانزدهم دی 1386
به بهانه محرم،به بهانه بهانه محرم ...  

چند روز بیشتر تا شروع سال جدید هجری قمری و همزمان با آن ماه محرم باقی نمانده است ، متن زیر به بهانه فرا رسیدن این ایامست.
براي ما خوانساريها هر سال فرا رسيدن محرم اشتياق خاصي ايجاد مي كند حتي براي آنهايي كه خوانسار نيستند و شايد براي افراديكه زماني بعنوان مهمان در اين مراسم شركت كرده اند. شوق يكسال انتظار براي اين ايام بخصوص بين جوانترها بيشتر به چشم مي خورد.تلاش سربازها براي گرفتن مرخصي،حتي اگر مجبور شوند چند ماه از مرخصي خود استفاده نكنند،تعطيلي مدارس و براي عده اي هم تعطيلي كار همه دليلي است تا تمايز را در اين ماه نشان دهد. كم كم شهر شلوغتر مي شود، رفت و آمد ها بيشتر مي شود،تميز كردن شهر سرعت مي گيرد، هر روز اخبار تازه اي به گوش مي رسد،تلاش هيئتي ها مضاعف مي گردد،برنامه ها دقيق تر چيده مي شوند و...
ديگر نزديك مي شويم به روزهايي كه جلو در مغازه ها پرچم هاي سبز و سياه و طبل و زنجير به چشم مي خورد و چند روز بعد سياه پوش كردن شهر شروع مي شود.بستن داربست هاي فلزي در ميدان اصلي شهر و جلوي در حسينيه ها با تلاش خستگي ناپذيري قوت مي گيرد و تعدادي به استقبال قافله كاروانهاي قديم براي ورود به شهر ميروند*

حالا ديگر شب اول محرم فرا رسيده،از هر سو بلندگوها روضه و مرثيه پخش مي كنند و اين كار تا شب هفتم محرم ادامه دارد چون از شب هفتم مراسم ها رسما آغاز مي شود.صداي نقاره زنها،گروه مارشها،زنجيرها و طبل ها و گاهي صداي همزمان مداحان چند هيئت كه در ميدان شهر به هم رسيده اند،چاي داغ و گاهي جوشيده كه مزه اش بسيار دوست داشتني است و شربتهاي آبليمويي كه حتي در فصل زمستان زياد طالب دارد.پياده روي هايي كه گاهي فكر مي كنم من كه در تمام سال حاضر نيستم مسير نه چندان دور به مركز شهر را پياده طي كنم چگونه چهار بار در روز(رفت و برگشت) اين مسير را با شوق خاصي مي روم.گاهي فكر مي كردم صداي همهمه طبل و شيپورها مرا به اين كار وا مي دارد اما وقتي شبها در حسينيه ها به سوگ مي نشستيم بدون آن هياهوها خط بطلان بر اين فكر مي كشيدم چون آنجا فقط صداي گريه و سينه زني بود.آنهم شايد در يك جاي سرد و نمناك در حاليكه فقط مي توانستيم به حالت رسمي بنشينيم تا كسي مجبور نباشد در سرما پشت در بماند.

در اين چند روز عده اي هم تلاش مي كنند تا از عزادارن پذيرائي كنند،جرعه آبي بدهند،كفشي جفت كنند،زير اندازي جارو كنند،خوش آمد گويي به مهمانان بگويند خلاصه سعي مي كنند تا براي مستمعين محيط آرام و راحتي را بوجود آورند.همه ساله عده اي از همشهريان چه از ساكنين خوانسار و چه خوانساريهايي(و غير خوانساريهاي) كه از شهرهاي دور و نزديك به عشق اين خدمت عازم شهر ما مي شوند.آنها بي ادعا و خاضعانه مي آيند تا كمكي بكنند.هيچ وقت براي ديدن بيرق ها،علم ها ، مارش زنها،زنجير و سينه زنها و مداحان سربلند نمي كنند فقط گاهي اشك هايشان را با گوشه روسري و چادر از گوشه چشم مي گيرند و دست بر آسمان بلند مي كنند.در اين ايام هيچ كدام از مرثيه سرايان،زنجير زنها و سينه زنها،گريه كنان و خادم ها انتظار مزد و پاداشي ندارند آنها به عشق كسي اين كارها را مي كنند و آنچه آرزوي همه آنهاست فقط نظري از سر لطف و مهر است از جانب صاحب مجلس امام زمان(عج) و ساير ائمه بخصوص آنهايي كه بهانه اين كارها هستند .ابا عبدا... و حضرت ابالفضل، بي بي زينب و مظلومه رقيه سلام ا... عليها،شاهزاده علي اكبر و شش ماه علي اصغر.

به اميد آنكه عمل خالصانه همه مورد قبولشان قرار گيرد

 *توضيح:هر سال تعدادي از كاميونهاي شهر براي آوردن اسب ها و شترها براي چندين هيئت عازم قم يا كاشان مي شوند.اين عده براي اين كار نذر مي كنند و حتي براي اينكه چه كساني به اين سفر بروند جلسه گرفته مي شود.